ابو القاسم گرجى

110

ادوار اصول فقه

است و در اين دوره اگر علم اصول ، سادگى اولى خود را از دست داد ، در عوض پختگى پيدا كرده و از آميختگى با مسائل علم كلام تا حدود بسيارى رهايى يافته است . از بهترين آثار علم اصول در اين دوره « الذّريعة الى اصول الشريعة » سيّد مرتضى ( م 436 ) و عدّة الاصول شيخ طوسى است . سيّد مرتضى به اين رهايى علم اصول از مسائل كلام در مقدّمه كتاب ذريعه تصريح كرده است ( ص 2 - 4 ) . شيخ طوسى نيز به اين معنى اشاره‌اى دارد ( ص 4 سطر 7 - 10 ) . در دوره‌هاى بعد ، علم اصول باز آميختگىهايى پيدا كرده لكن نه با مسائل علم كلام بلكه با مسائل علم منطق و علوم ديگر . به كتاب‌هاى مستصفى غزالى ( م 505 ) و الاحكام آمدى ( م 631 ) و مختصر ابن حاجب ( م 646 ) و كتب ديگر مراجعه شود . بنابراين مانند كتاب ذريعه و عدّه را از كتب عصرهاى درخشان اصول فقه بايد دانست . شگفتى : آنچه موجب شگفتى اينجانب است اين است كه شيخ طوسى كتاب عدّة الاصول را اوّلين كتاب كامل در اصول فقه شيعه مىداند درحالىكه به‌طور قطع ، ذريعهء استاد او پيش از كتاب عدّه تصنيف شده است . شيخ در اين‌باره در آغاز كتاب عدّه مىگويد : « قد سألتم أيّدكم اللّه إملاء مختصر فى أصول الفقه يحيط بجميع أبوابه على سبيل الإيجاز و الاختصار على ما تقتضيه مذاهبنا و توجبه أصولنا فإنّ من صنّف فى هذا الباب سلك كلّ قوم منهم المسلك الّذى اقتضاه أصولهم و لم يعهد لأحد من أصحابنا فى هذا المعنى إلّا ما ذكره شيخنا أبو عبد اللّه - رحمه اللّه - فى المختصر الّذى له فى أصول الفقه و لم يستقصه و شذّ منه أشياء يحتاج إلى استدراكها و تحريرات غير ما حرّرها و أنّ سيّدنا الأجلّ المرتضى أدام اللّه علوّه - و إن كثر فى أماليه و ما يقرأ عليه شرح ذلك فلم يصنّف فى هذا المعنى شيئا يرجع إليه و يجعل ظهرا يستند إليه و قلتم : . . . و أنا مجيبكم إلى ما سألتم عنه . . . » . بنابراين چند سؤال آميخته به تعجّب پيش مىآيد : چگونه « شيخ » با اينكه از خواصّ شاگردان « سيّد » بوده و مدّت بيست و سه سال از اواخر عمر « سيّد » در ملازمت او بوده از وجود اين تصنيف « سيّد » با اينكه از أهمّ مصنفات او است بىخبر بوده ! ! و در اين صورت پس اين تشابه شديد لفظى و معنوى بين عدّه و ذريعه براى چيست ؟ ! و به‌علاوه